جايگاه زبان Ùˆ تÙکر
در جامعه بشری


•
زبان مادری پديده بيرونی نيست. انسان با زبانش زاده می‌شود، در زبانش سير
می‌کند Ùˆ در Øريم زبانی خود تنÙس Ù…ÛŒ کند، رشد می‌کند Ùˆ می‌ميرد. زبان هر
ملتی ظر٠Øضور آن ملت در کره خاکی است.
•
با
توجه به پيوندی Ú©Ù‡ زبان با تÙکر دارد Ùˆ زبان ÙŠÚ© مقوله کمپلکس است Ú©Ù‡ منبع
انديشه، ظر٠اØساسات هر Ùرد يا ملتی است، هرگونه ناديده گرÙتن Ùˆ يا Ú©Ù…
اهميت دادن به زبان مادری ملتی نوعی کشتن تÙکر Ùˆ سرکوب هويت Ùˆ تضييع
موجوديت Ùˆ مدنيت Ùرد يا ملت است.
Øميد داديزاده تبريزی
پنجشنبه Ù¢Û· Ùروردين ١٣٨٢ – Ù¡Ûµ آوريل Ù¢Ù Ù Û´

"زبان
مادری پديده بيرونی نيست. انسان با زبانش زاده می‌شود، در زبانش سير
می‌کند Ùˆ در Øريم زبانی خود تنÙس Ù…ÛŒ کند، رشد می‌کند Ùˆ می‌ميرد. زبان هر
ملتی ظر٠Øضور آن ملت در کره خاکی است. يعنی اينکه برای شناخت ملتی بايد
زبان او را شناخت"


به
عام‌ترين تعاري٠انسان را موجودی می‌شناسند که انديشه می‌کند و انديشه و
پردازش Ùکر خود را از طريق زبان به ديگران منتقل منمايد. زبان به عنوان
ابزار اصلی تÙکر در تبيين هويت هر Ùرد Ùˆ يا هر ملتی نقش اول اهميت را
ايÙا می‌کند. در واقع زبان ظر٠و مظرو٠انديشه‌هاست Ùˆ اين زبان در اشکال
متنوع کتبی، Ø´Ùاهی Ùˆ Ùولکلور بروی زمين جاری می‌گردد Ùˆ نقش Ùرد يا ملتی
را در ادوار مختل٠تاريخی Ùˆ در ازمنه متÙاوت به ديگران Ùˆ نسل‌های بعدی
تصوير می‌کند.

زبان
مادری اولين دارايی ذيقيمت هر انسان Ùˆ هر ملتی است Ú©Ù‡ کيستی Ùˆ Øضور انسان
و يا مليتی را بروی سياره زمين به رسميت می‌شناسد. با توجه به اين اصل
مسلم زبان شناسی اجتماعی که زبان جوهر انديشه آدمی است، که زبان تنها
قراردادهای بی جان و کدها و رمزگان مرده نيست، بلکه زبان با مجموعه
ساختار Ùˆ Ù…Øتوايش ترنم کننده خلاقيت‌های انديشگی Ùˆ Ùکری انسان‌هاست،
می‌توان به راØتی Ùˆ سهولت اشاره نمود Ú©Ù‡ در خصلت شناسی جوامع بشری، بويژه
در جهان بهم تنيده کنونی، شخصيت، خصايص Ùˆ کاراکتر Ùردی Ùˆ ملتی را از طريق
هويت زبانی او می‌شناسند.

هرچه بشر
Øرکت زبان ملتی آزاد Ùˆ ØµÙ„Ø Ø¢Ù…ÙŠØ² باشد Ùˆ هرچه اين زبان بتواند در قالب
Ø¢Øاد ملتی با Ùراغ بال Ùˆ آسودگی تنÙس کند، بياÙريند، آن Ùرد يا ملت در
سير زندگی و در مسير تاريخ و در گذرگاه زمان مهر خود را بر تاريخ می
کوبند Ùˆ به Øيات خود ادامه Ù…ÛŒ دهند. جايگاه زبان مادری در شناخت
ويژگی‌های ملتی از اين اهميت برخوردار است که اين زبان از طريق توارث
بازتاب دهنده و منتقل کننده ساختار انسان شناسانه هر مليتی در کره زمين
است و بهمين سبب پاسداری از زبان‌های موجود در جهان به يکی از وظاي٠عمده
سازمان ملل تبديل شده است. اهميت اختصاص روزی به عنوان همايش جهانی
بزرگداشت زبان مادری از طر٠يونيس٠از اين اصل ريشه گرÙته Ú©Ù‡ اقتصاد
گلوبال Ùˆ زبان‌های مسلط کنونی موجوديت زبان‌های به Øاشيه رانده شده را
تهديد می‌کند.

در مبØØ«
هويت شناسی و شناخت انسان زبان مادری جايگاه اول را اشغال می‌کند. زبان
مادری Ùˆ تسلط به آن نوعی قدرت روØÛŒ Ùˆ روانی به انسان می‌بخشد Ùˆ زمانی Ú©Ù‡
زبان مادری به زبان اصلی آموزش، پداگوژی، زبان هنر و ادب و زبان زندگی
ملتی تبديل شود، آن ملت در تببين آرزوها، در ارايه خلاقيت ها و نوآوری‌ها
Ùˆ در ثبت Ùˆ تØکيم هويت تاريخی خويش موÙÙ‚ می‌شود Ùˆ پيش می‌رود.

با توجه
به پيوندی Ú©Ù‡ زبان با تÙکر دارد Ùˆ زبان ÙŠÚ© مقوله کمپلکس است Ú©Ù‡ منبع
انديشه، ظر٠اØساسات هر Ùرد يا ملتی است، هرگونه ناديده گرÙتن Ùˆ يا Ú©Ù…
اهميت دادن به زبان مادری ملتی نوعی کشتن تÙکر Ùˆ سرکوب هويت Ùˆ تضييع
موجوديت Ùˆ مدنيت Ùرد يا همان ملتی است Ú©Ù‡ اين امر، بديهی است تاريخ تمدن
بشری را نيز به طريقی می‌آزارد.

برای درک
بيشتر موقعيت زبان مادری و جايگاه آن در جامعه بشری ملتی را در نظر
بگيريد Ú©Ù‡ در ÙŠÚ© جامعه چند Ùرهنگی زندگی می‌کند Ùˆ زبان، اين سند گواهی
دهنده موجوديت آن ملت در Øاشيه قرار گرÙته باشد. يعنی بنا به تصميمات
قدرتمداران، غير رسمی و مهجور و واپس مانده قلمداد شده باشد. در اين
وضعيت، می‌توانيد درک کنيد که اين ملت چهره تاريخی خود را در آيينه زمان
چگونه بايد منعکس کند و بازتاب نمايد. با توجه به اين اصل که انسان در
زبان زندگی می‌کند Ùˆ Øتی لهجه‌های متÙاوت زبانی خود نوعی نموداری از
شيوه‌های زيستی، معيشتی، تاريخی، Ùرهنگی، اقتصادی Ùˆ سياسی است، غير رسمی
و يا ممنوع ماندن شخصيت زبانی يک ملت در واقع به نوعی خاموش کردن چراغ
انديشه Ùˆ کشتن هويت Ùˆ معدوم کردن Øضور زنده، Ùعال Ùˆ بشاش آن Ùرد يا ملت
است. زبان با ما زاده شده است بی آنکه بخواهيم آن را ياد بگيريم. زبان
مادری که از طريق شير مادر و پيوندهای ژنتيک در انسانی زاده می‌شود، تنها
ابزار Ú¯Ùتگو نيست. زبان مادری وسيله بيرونی نيست Ú©Ù‡ Ùرد آن را ياد
می‌گيرد، زبان مادری زبان خارجی نيست Ú©Ù‡ برای Ùرد بيگانه باشد، زبان
مادری ظر٠وجودی هر ملتی است که ملت در آن زاده شده و رشد می‌کند. زبان
مادری در جز جز پيکره آدمی نهÙته است، واژه‌ها، اصوات، هجاها نوع معانی
همه و همه با انسان زاده می‌شود. لذا بهتر است ما هم همصدا با گادامر،
زبان شناس معرو٠و مشهور لهستانی بگوييم «زبان همچون جهان هردو بيش از ما
وجود داشته‌اند و ما در آن‌ها زاده می‌شويم، هيچ يک تازه نيستند.» گادامر
در مقاله مهم خويش تØت عنوان «انسان Ùˆ زبان» (Û±Û¹Û¶Û¶) موقعيت زبان Ùˆ جايگاه
آن را چنين ØªÙˆØ¶ÙŠØ Ù…ÛŒâ€ŒØ¯Ù‡Ø¯:

"درک اين
نکته Ú©Ù‡ اÙÙ‚ امروز بدون اÙÙ‚ گذشته وجود ندارد، به معنای پذيرش اين نکته
است Ú©Ù‡ زبان در ØÚ©Ù… علامت يا مهر گذشته بر امروز است، به بيان ديگر زبان
زندگی گذشته در زمان Øاضر است. از آنجا Ú©Ù‡ اÙÙ‚ انديشه‌های ما در زبانی Ú©Ù‡
به کار می‌بريم بازتاب می‌يابد، پس ما همواره جهان خود را در زبان، و به
شکلی زبان گونه باز می‌يابيم و باز می‌شناسيم. واژه و ايژه «عينی يا
Øقيقی» زبان Ùˆ واقعيت از يکديگر جدايی ناپذيرند Ùˆ Ù…Øدوديت‌های دانش ما،
همان Ù…Øدوديت های زبانی است Ú©Ù‡ از آن استÙاده می‌کنيم. ما رابطه‌ای
Ùراسوی زبان خود با جهان نداريم Ú©Ù‡ سپس آن را به ياری «ابزار» زبان بيان
کنيم، جهان ما همين زبان است «زبان به هيچ روی ابزار يا وسيله نيست،
ماهيت ابزار جز اين نيست Ú©Ù‡ پس از استÙاده Ùˆ کاربردش کنارش گذاريم، اما
با واژگان زبان نمی‌توان چنين کرد...»۱ با مثالی روشن‌تر می‌شود.: وقتی
وارد Ù…Øله چينی‌ها می‌شويد Ùˆ يا به شهری وارد می‌شويد Ú©Ù‡ عربند، ديگر
چهره آن شهر Ùˆ Øقيقت ساکنان آن يا چينی است يا عربی. اين واقعيت جدا از
زندگی آن دو مليت نيست، خواه زبان Ùˆ Ùرهنگ آنها قانونی باشد خواه غير
قانونی، رسمی باشد خواه غير رسمی. به سخن ساده‌تر، با زندگی، هويت و
موجوديت ملتی نمی‌توان آمرانه برخورد کرد. چرا که زبان جدا از زندگی آن
Ùرد يا ملت نيست. انسان را زبان او Ù…Øاصره کرده است. زبان مادری چيزی است
Ú©Ù‡ از جوهر Ùرد برمی‌خيزد، عنصری آشناست، هر ملتی با زبان خودش جهان را
امضا می‌کند Ùˆ تÙسير Ù…ÛŒ نمايد، در واقع هستی شناسی هر ملتی از ارتباط Ùˆ
ميزان Ùˆ Ø³Ø·Ø Ø±Ø§Ø¨Ø·Ù‡ او با زبانش Ùˆ اشکال آن می‌تواند مشخص باشد.

تکرار
ميگويم، زبان مادری پديده بيرونی نيست. انسان با زبانش زاده می‌شود، در
زبانش سير می‌کند Ùˆ در Øريم زبانی خود تنÙس Ù…ÛŒ کند، رشد می‌کند Ùˆ
می‌ميرد. زبان هر ملتی ظر٠Øضور آن ملت در کره خاکی است. يعنی اينکه برای
شناخت ملتی بايد زبان او را شناخت. بنابراين زبان هستی بخشنده برای زندگی
ملتی است. شما نمی‌توانيد Ùردی يا ملتی را بدون زبان آن Ùرد يا ملت
بشناسيد، Øتی اگر آن Ùرد يا ملت از زبانش به ناگزير مهجور بوده باشد. با
توجه به اين Ú©Ù‡ زبان ظر٠آÙرينش معناست Ùˆ تÙکر انديشه در ذات خود
پروسه‌ای از عملکرد زبان است، می‌توان به اهميت و جايگاه زبان ملتی پی
برد.

اهميت
دادن يونيس٠به زبان مادری از همين درک ناشی شده است چرا که تمدن بشری از
شناخت هويت ملل روی عالم شناخت زبان شناسانه دارد. برای من ترک
آذربايجانی برای مثال، هرچند هم Ú©Ù‡ اين مطلب را به Ùارسی می‌نويسم، جهان
معانی Ùˆ اØساسات با زبان مادری‌ام Ù…Ùهوم واقعی پيدا می‌کند. به قول
نويسنده اهل ترکيه «گل‌های سرخ ترکيه» از «گل‌های سرخ آلمانی» سرخ‌ترند.
اينجا واژه «قيزيل گول» Ùˆ درک Ùˆ تاويل در تÙسير Ùˆ برداشتی Ú©Ù‡ ÙŠÚ© ترک از
آن دارد با واژه رز قرمز انگليسی معنايی که با يک کلمه به گل سرخ منتسب
می‌کنند، متÙاوت است.

از درک
Ù…Ùهوم Ùˆ جايگاه زبان در جوامع بشری برمی‌آيد Ú©Ù‡ انتساب واژه رسمی يا
غيررسمی بر زبان ملت‌ها که از سوی «قدرتمداران» صورت می‌گيرد بايد با
تدقيق صورت گيرد. چرا Ú©Ù‡ برای هر Ùردی يا ملتی زبان مادری‌شان زبان رسمی
است، يعنی اينکه آن ملت با آن زبان زاده شده Ùˆ اØاطه گشته است، خواهی
نخواهی برای هر ملتی زبانش رسمی است، چرا که هر ملت با زبانش رسما با
جهان مرتبط می‌شود Ùˆ Ùکر می‌کند، معنا می‌آÙريند Ùˆ اثر برجای می‌گذارد.
زبان هستی دارد Ùˆ همراه هر ملتی زيست می‌کند Ùˆ جلو می‌رود. قدرت Ùˆ يا ضعÙ
زبان‌ها Ùˆ يا طبقه بندی آنها در علوم اجتماعی Ùˆ انسان شناسی ÙŠÚ© مبØØ« Ùˆ
مقوله ديگری است،.

مهم درک
مقام و اهميت هر زبان در جامعه است. مهم درک اين نکته است که زبان هر
ملتی با Ø±ÙˆØ Ùˆ روان آن ملت پيوسته است. هرگونه ناديده گرÙتن اين اصل در
واقع تضييع Øقوقی اوليه آن ملت Ùˆ در نتيجه ضربه زدن بر پيکر تمدن بشری
است.

باری
اعتلا بخشيدن به موجوديت Ùˆ Øضور هر انسان Ùˆ يا هر ملتی در وهله اول
اØترام به زبان Ùˆ آثار توليد شده به آن زبان نقش اوليه را بازی می‌کند,
چرا Ú©Ù‡ برای قدرت بخشيدن به ملتی يا Ùردی بايد با اÙکار Ùˆ آمال Ùˆ آرزوها
Ùˆ آثار خلاقه آن ملت آشنا شد Ùˆ روند تÙکر Ùˆ خلاقيت آن ملت را با اهميت
تلقی کرد. بنابراين زمانی Ú©Ù‡ Øضور زبانی ملتی در Ù…Øاق تعطيلی می‌اÙتد Ùˆ
يا اشکال Ùˆ ابعاد Ùعاليت زبانی Ù…Øدود می‌گردد، معانی Ùˆ Ù…Ùاهيم Ùˆ روند
Ø¢Ùرينش متون دچار مانع ميگردد Ùˆ جامعه از پيمودن روند طبيعی خود خارج
ميگردد. Ùˆ Øاصل اين عمل بی قدرت کردن Ùˆ به تعبيری نابود کردن Øضور Ùکری
آن ملت است و با توجه به اين اصل که زبان نوعی سند هويت، و نشانه کتبی
وکاراکتر تاريخی هر ملتی را می‌نماياند، با اعمال Ùشار Ùˆ يا به هردليلی،
با به Øاشيه راندن زبان ملتی به نوعی زندگی Ùˆ هويت مردم تکلم کننده به آن
زبان Ùلج می‌شود. ملت Ùˆ يا Ùرد عليل Ùˆ ذليل Ùˆ خوار می‌گردد. برای نمونه
تاريخی می‌توان هندوستان دوران استعمار انگليس Ùˆ اÙريقای جنوبی دوران
آپارتايد را مثال زد. استعمار بريتانيا در هندوستان برای تعميق زنجيرهای
استعماری زبان صدها ميليون انسان را نشانه رÙت Ùˆ در دوران آپارتايد
رژيم‌های نژاد پرست، از جمله دکلرک زبان اکثريت مردم را غير قانونی اعلام
کرد. با Ù…Øدود کردن عرصه زبان در واقع ارتباط آن مردم با ديگران قطع
می‌شود، خلاقيت‌های زبانی Ú©Ù‡ سند هويت Ùˆ موجوديت مدنی هر Ùردی است تعطيل
می‌گردد. اما تاريخ نشان داد که نه زبان‌های مردم هندوستان نابود شد و نه
اکثريت سياه اÙريقای جنوبی به خاطر Øاکميت رژيم نژاد پرست از صØنه روزگار
زدوده شد. امروز درست يک دهه از سقوط آپارتايد ميگذرد ، و نام نلسن
ماندلا همچنان بر تارک تاريخ ميدرخشد ، هر چند که او در يک دهی زندگی
بسيار ساده ولی پر باری دارد، او با ÙŠÚ© برنامه دموکراتيک Ùˆ ØµÙ„Ø Ø¬ÙˆÙŠØ§Ù†Ù‡
روند اØيای هويت مردم اÙريقای جنوبی را هموار ساخت.،چرا Ú©Ù‡ زبان مادری،
زبان اصلی، زبان اولی هر Ùرد يا ملتی هميشه زنده Ùˆ رسمی Ùˆ Ùعال عمل
می‌کند، چرا که زبان پديده درونی است. نوام چامسکی دانشمند زبان شناس، که
نظرياتش در زبان شناسی تØولی عظيم ايجاد کرد، در عرصه اهميت قدرت زبان
مادری مطالب Ù…Ùصلی نوشته است Ú©Ù‡ به آن در جلسات بعد اشاره خواهد شد.

 ** * *
*


۱_نقل
از کتاب "ساختار Ùˆ تاويل متن،بابک اØمدی،ط۵۸۰
|